|
درباره وبلاگ این وبسایت در تاریخ 17/3/1387 تاسیس شده است. موضوعات این وبلاگ عبارتند از تاريخ افغانستان.ورزش افغانستان جغرافياي افغانستان.آب وهواي افغانستان.توضیح کامل درباره ی قوم های افغانستان. آثارباستاني افغانستان اقتصاد افغانستان.عكس هاي از افغانستان وديگرمناطق آن دانلود جديدترين آهنگ هاي افغاني وغيره........ موضوعات
آرشيو وبلاگ .::: وبسایت تخصصي افغانستان:::. موضوعات این وبسایت تاریخ.قرهنگ.جغرافیا.اقوام افغانستان وتمام مسائل مربوط به افغانستان هست. پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
این هم نقشه ای بزرگ با جزییات و البته قابلیت بزرگنمایی زیاد از افغانستان که همه چیز در آن به سه زبان فارسی ،پشتو و انگلیسی است همراه توضیحاتی درموارد مختلف مربوط به افغانستان در صفحه دوم که به زبان انگلیسی است.نقشه به فرمت فایل PDF هست وبرای مشاهده آن به برنامه Adobe reader نیاز دارید.اگر برنامه Adobe reader را ندارید میتوانید از اینجا دانلود کنید. دانلود نقشه سه زبانه از افغانستان در اینجا
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
سلام به همه دوستان بعد از یه مدت مدید بازم من در خدمت همتون هستم ایندفعه با یه اهنگ عالی که واقعا ترکونده
از تواب ارش عزیز به نام بیا جانم که حتی شبکه های جهانی ایرانی هم خیلی خوششون اومده و هی ۲۴ ساعت نشونش میدن واقعا عالیه
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
شعر مهاجر سلام همخونان گلم یک شعر زیبا برای شما گذاشتم امیدوارم که برایتان زیبا باشد نبینی دردِ غــــربت را کـــه ما خــــانــه بدوشانیم بتو امهاجری روزگــــــار نفرین که هر لحظه هراسانیم سخن از ناکسـانِ شـــرق و غرب آمد به گوشِ ما خـــدایا رحمی بر مـا کن که آزاد لیک به زندانیم نگــــاه تلخِ بــــر مـــا میکند آن اجنـــبی هـــر دم کــه مــــا از خلق تـــو هستیم، لیکن از ضعیفانیم به هــــرجا میرویم جـــائی بــــرای دل نمی یابیم به چشم شـــرقی و غــــربی، همان خارِ مغیلانیم اگــــر خشکیده شـد خارها ندیدیم جـرئتی در کس هـــزاران گل بهمـــــراه است ،نگوییم ما یتیمانیم به هــــر شب ناله هــــای زار دارد بـاز دلِ تنگم چــــرا آن رنگِ بیرنگــــی که بوده ،ما به دنیآییم اگر آن شعــر مینائیم کـــــه از وزن فارغیم چندی سپیـــدی را خــــــرسندییم اگــر چه کنجی تنهاییم ضیاییم بهــــر دلهایی کـــه تاریک شد در غربت جوانیم گـــــر درین غــــربت،مثلِ آن پیرِ بُرناییم چو جرمن نیک نیاندیشد هزاران خانه ویران بین قفس بـــــــا سیم و زر ساخته،همه جمله بزندانییم هــــــــــزاران مردِ آزاده به قصد جرمنی در راه هزاران خـــــانه ویران بین،زآن مـردم که آلمانند مشــــو غـــــافل که جای ما همان افغانسِتان باشد ندانست کس که خاکِ ما چقدر پاک و گران باشد بغیر از کشورت هـــــــرجا روی آن اجنبی گوید بــرو بیـرون ازین کشور،ترا گر یک نشان باشد نشانِ خلـــقِ روفوجـــی فقط در ســــر نمی باشد اگــــر او جمله ای گـــوید،هـزاران دردسر باشد نمیگیـرد هــــر کشــــور مهاجـــر تا کـــه بتواند اگــــر یک کشوری گیـــرد،بدان شق القمر باشد خـــزانِ کشــورم بهتر ز هر باغیست در غربت زنــم بوسه خاک خـــویش،بمن صدارمغان باشد به قـــربانت شوم ای خاک تویی آن مادرِ دلسوز تــرا بهتـــر ز صد کاخی که ما را ارمغـان باشد
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
" بازگشت" بازگشت غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت منم تمام افق را به رنج گرديده طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد چگونه باز نگردم که سنگرم آنجاست شکسته می گذرم امشب از کنار شما اگر چه مزرع ما دانه های جو هم داشت تمام آنچه ندارم نهاده خواهم رفت به اين امام قسم چيز ديگری نبرم شاعر: پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
زندگینامه حکیم سنایی غزنوی آرامگاه حکیم شاعر سنایی غزنوی در غزنی
زندگینامه حکیم سنایی غزنوی ابوالمجد مجدود بن آدم حکیم سنایی از بزرگترین شاعران قصیدهگو و مثنویسرای زبان دری است که در سدهٔ ششم هجری میزیسته است . سنایی غزنوی در سال(484) هجری قمری در شهر غزنه واقع در افغانستان امروزی دیده به جهان گشود و در سال (545) در همان شهر چشم از جهان بست. نام او را محمد عوفی مجدالدین آدم اسنایی و حاجی خلیفه آدم نیز نوشته اند. محمد علی الرقا از معاصران او در دیباچه حدیقه الحقیقه نام او را ابوالمجد مجدود ابن آدم سنایی نوشته است . این حاکی از آن است و در دیوان سنایی ابیاتی به چشم می خورد که در ان خود را حسن خوانده است . و در این بیت سنایی میگوید: حسن اندر حسن اندر حسنم نوحسن خلق و حسن بنده حسن به خاطر این بیت بعضی از محققان می گوید : که نام او در اصل حسن بوده وی بعدها مجدود را برای خود انتخاب کرده است در ابتدا سنایی طبق عادت آن زمان به در بار سلاطین روی آورد و به دستگاه غزنویان راه پیدا کرده است او در ابتدا به مداحی پرداخت تا اینکه یکباره شیداشدو دست از جهان و جهانیایان نشست . سنایی میگوید در زمانیکه در بلخ و سرخس و هرات و نیشاپور گذراند و زمانیکه در بلخ بودبه کعبه رفت بعد از اینکه از مکه بازگشت مدتی در بلخ ماند و در سال 518 به غزنین بازگشت و یادگار پر ارزش سفر هایش مقداری از قصاید وی میباشد. بعد از باز گشت به غزنین میگوید که خانه ای نداشت و یکی از بزرگان غزنین به نام عمید احمدبن مسعود به او خانه ای بخشید و سنایی تا پایان عمر در غزنین در منزلت به سر برد . و در این ایام مثنوی حدیق القیقه را نوشت.نصایع و اندرز های حکیم سنایی پر تنوع و شعرش روان و پر شور و خوش بیان سنایی دیوان مسعود سعد سلمان را هنگامی که مسعود در اسارت بود برای او تدوین کرد وبا اهتمام سنایی و دیوان مسعودسعد همان زمان ثبت و پراگنده شد. واین نیز از سنایی حکایت می کند. وی از جمله ی بزرگترین عارفان و متصوفین بشمار میرود آرامگاه وی در شهر غزنی در افغانستان زیارت گاه خاص و عام است: نویسنده :
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
سلام به همه دوستان من بازم اومدم با یه اهنگ به قول انگلیسیها فنتستیک!
یه اهنگ مخصوصا برای اونا که عاشقن و از اهنگ فقط ارامش می خوان
خوب هرجی بگم کمه!!! حجمش هم که خیلی کمه فقط ۸۰۰ کیلو بایت! کجا دیدی همچین اهنگ قشنگی با این حجم باشه بازم بگین محمد بده این اهنگو دانلود کنین برین فضا ! به امید دیدار!
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
كابل نامه من دراینجا دل مرا در کوچه ها ی کابل است برزبانم نام او برلب نوای کابل است جامه ی نیلی به تن دارد درخت سوگوار ای مسافر ! گر گذاری می کنی در شهر من آهسته ترماتم سرای کابل است کن قدم آشنا را گر نظر افتد به کاخ و کوچه اش زیر لب گوید : خدایا این کجای کابل است ای خداوندی که می باشی لطیف و هم قهار لطف تو جای دیگر قهرت برای کابل است مادر رستم نمیباشد سزاوار ستم آنچه را دیدی سزاخود ناسزای کابل است شکوه دارد ناله دارد از فضا و ازقدر تیره بختی سرنوشتش غم فضای کابل است جز گیاه غم نمی روید به دشت خاطرش سوگواری صبح اوماتم سای کابل است ماجرا ها را بود آغاز وانجامش پدید آنچه بی انجام باشد ماجرای کابل است دست یزدان بایدش تا مشکل اش آسان شود دست ایریمن کجا مشکل گشای کابل است از میان زنده گان یک تن نیا بی شادمان آنکه را ماتم نباشد مرده های کابل آنکه پیش از مرگ میرد بی طبیب وبی پزشک طفل بیمار یتیم وبی دوای کابل است وای اگر پایان پذیرد داستان باستان انتهای ما همانا انتهای کابل است صبحدم ها می کشاند مشک خالی را به دوش آب را در خواب اگر بنید سقای کابل است بایدش دادن رهایی از تباهی از فنا چون بقای من ، بقای تو، بقای کابل است برگ زرد آن سپیدار بلند نازنین همچو دستی برشده اندردعای کابل است چون خرابش میکنی درسال وماه وهفته ها تا خدا بریاد می آرد بنای کابل است طالب آمد باب علم وشیشه ی مکتب شکست آنکه (با)و(تا) نداندداملای کابل است در دل عصر حجر پرتاب گردیدیم ما چهره پرداز جهالت پیشوای کابل است (ده افغانان ) سراسر لانه ی بیگانه گان روز گارظلمت است و قهقرای کابل است (ده سبز) او چراگاه ستوران دو پا آنکه برگ عیش دارد چارپای کابل است (زنده بانان) مرگ را هر لحظه باشد منتظر ای دریغا! شعر من اندر رثای کابل است (دهمزنگ ) و (باغ قاضی)(شهرنو) و(تخته پل) جمله شد با خاک یک سان جلجتای کابل است خون ببارد دیده ی (دریای کابل) ای خدا! دیده بگشا در میان خون شنای کابل است جنگل بی سایه را از جنگ ماند (جنگلک) فوج وحشت در پی فتح و فنای کابل است از(گذرگاه)ش گذر دارد سپاه اجنبی زیر پای دشمنان تحت و لوای کابل است روزگارش تیره ترشد از جهاد و از جدال رستخیز دیگری حاجت روای کابل است گر خدا یک روز از روی غضب روی زمین خون عالم را بزیزد خونبهای کابل است
**************
شاعر شاد روان بیرنگ کوهدامنی
فرستنده (شبنم ) از دنمارک
پنجشنبه 04 دی 1404 :: 16:08 :: نويسنده : afghanistan
قهرمانِ زن افغان
![]() براي ديدن اين لينك بايد برنامه ي فلش داشته باشيد.
اگر بخواهیم از حرکت هایی که خواهان احقاق حقوق زن در افغانستان هستند، تحت عنوان جنبش زنان در این کشور یاد کنیم، این جنبش هم سن استقلال افغانستان است. در این یکصد سال افغانستان شاهد "اولین" های بسیاری بوده است مثل "اولین" خواننده زن در رادیو، "اولین" حضور زن در تلویزیون، "اولین" داستان نویس یا رمان نویس زن اما اولین تیم ملی فوتبال زنان این کشورتنها دو سال پیش تشکیل شد. همین نکته نمايانگر آن است که زنان افغان برای حضور در عرصه ورزش تا چه حد دچار مشکل بوده و هستند. با این همه اما، سه سال بعد از سقوط نظام طالبان دو تن از ٥ ورزشکار افغان شرکت کننده در المپیک آتن زن بودند. یک دونده و یک جودوکار. در عین حال روی آوردن به ورزش در میان زنان افغان نيز روز به روز وسعت پيدا کرده ، به گونه ای که هم اکنون در کابل پایتخت افغانستان و نیز ولایاتی نظیر بلخ، بدخشان و هرات ده ها تیم اختصاصی زنان افغان در رشته های مختلف ورزشی تشکیل شده است.
این استقبال از ورزش البته از جهتی نیز به بازگشت شمار قابل توجهی از زنان و دختران مهاجر افغانی ارتباط دارد که در دیار مهاجرت به ورزش روی آورده اند. خصوصا این که در چند سال اخیر تیمی از زنان مهاجر افغان ساکن ایران، به عنوان نمایندگان افغانستان در رقابت های آسیایی مانند رقابت های پوسان (کره جنوبی) و نیز دوحه در قطر شرکت کردند و در رشته های مختلف ورزشی، عناوینی را نیز بدست آوردند.
همچنین شماری از ورزشکاران زن افغان که ساکن کشورهایی نظیر آمریکا، آلمان، ایران و هند هستند در اقدامی مشترک خواهان گذراندن دوره های مربیگری شده اند تا با بازگشت به کشورشان به گسترش ورزش در میان زنان کمک کنند.
هم اکنون زنان افغان در تدارک شرکت در بازی های آسیایی ٢٠٠٨ پکن هستند. البته پیش از این که بتوان در شرایط کنونی از زنان افغان انتظار قهرمانی و مدارج عالی را داشت، نفس حضور آنها در میدان های ورزشی - به دلیل شرایط ویژه افغانستان - قابل توجه است.
در افغانستان هنوز هم علی رغم تلاش سخت زنان برای تغییر وضعیت جاری جامعه و نیز حمایت های بین المللی از این روند، همچنان دیدگاه های محافظه کارانه و سنتی در اين زمينه مسلط است و زن ها "جنس دوم" به شمار می آیند.
فاطمه حمیدی قهرمان تکواندو و از زنان مهاجر افغان در ایران است که تاکنون در چندین مسابقه بین المللی شرکت کرده و موفقيت هائى نيز کسب کرده است. در گزارش مصورى که در اين صفحه مى بينيد او از خودش و از مشکلاتى که پيش روى زنان ورزشکار افغان است صحبت مى کند.
|
||||||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||||||